نکاتی پیرامون ازدواج

در پنجاه سال گذشته ، تغییر نقش زنان و مردان موجب فشار عصبی زیادی شده است. سابقا مردان سرکار می رفتند تا زندگی خانواده خود را تامین کنند. مرد احساس غرور و موفقیت می کرد و وقتی به خانه بر می گشت با عشق مورد استقبال قرار می گرفت.

زن بخش اعظم اوقات خود را صرف رسیدگی به خانه می کرد. در حالی که کارهای خانه بسیار طاقت فرسا بود ، زن کمترین فشار عصبی را داشت. دو نوع کار وجود داشت : کارهای مردانه و کارهای زنانه. در آن زمان ، زن از همسرش که در بیرون از خانه کار می کرد توقع دیگری نداشت. اما با بالا رفتن هزینه های زندگی ، این طرز زندگی برای همه زنان مقدور نیست. از زن های امروزی انتظار می رود در تامین مخارج خانواده مشارکت کنند . هم زمان ، جنبش زنان آنها را بیدار کرده است تا به دنبال مشاغل مناسب بگردند و استعدادهای خود را پرورش دهند.

وقتی زنی از سرکار به خانه برمی گردد و احساس می کند وظیقه دارد خانه زیبایی تدارک ببیند و به خانواده اش رسیدگی کند ، باید این کار را در کنار کار حرفه ای اش انجام دهد. این فشار عصبی جدیدی است و به نوع جدیدی ار حمایت احتیاج دارد. بی دلیل نیست که زن ها در ایجاد تعادل میان کار خانه و کار در بیرون تا این حد کلافه شده اند.

نکاتی پیرامون ازدواج

مردها هم به حمایت بیشتری احتیاج دارند. به جای این که برای استراحت به خانه بیایند و از روز پر تنش خود فاصله بگیرند ، با زن و فرزندانی رو به رو می شوند که از آنها انتظارات بیشتری دارند.

زن از او انتظار دارد بیشتر در کارهای خانه مشارکت کند و به کارهای فرزندان رسیدگی کند. مرد که دیگر به خاطر تامین زندگی خانواده ، احساس غرور نمی کند ، به خانه برمی گردد تا کار دومش را شروع کند. سعی می کند حمایتگر باشد ، اما فرصتی ندارد که از فشارهای روزانه خلاص شود. در نتیجه خسته و تحریک پذیر می شود. زن و مرد بعد از رسیدگی به کارهای فراوان خانه ، زمان و تمایل چندانی ندارند که به رابطه خود رسیدگی کنند. این مسئله میان دو جنس مونث و مذکر تنشی ایجاد کرده که روی همه جنبه های زندگی تاثیر می گذارد.

نکاتی پیرامون ازدواج

نقش‌های جدید در ازدواج

زن حتی وقتی در خانه ماندن را انتخاب می کند ، باز هم نمی تواند از حمایتی که احتیاج دارد برخوردار گردد. بیش از نیمی از زنان متاهل کار می کنند. این گونه ، زنانی که در خانه می مانند بسیاری از فرصت های بیرونی را از دست می دهند. افزون بر این ، توقعات شغلی از مردی که تنها تامین کننده زندگی خانواده است به شدت زیاد است ، زیرا تامین معیشت خانواده تنها با یک حقوق بسیار دشوار شده است. مرد وقت و انرژی لازم را برای رابطه زناشویی اش ندارد و نمی تواند توقعات بیش از اندازه همسرش را که از او انتظارات بیش از اندازه دارد ، بر آورده سازد.

امروزه در خانه با عوارض ناشی از شکل جدید زندگی زنانه رو به رو هستیم که در محل کار باید مانند مردها رفتار کند. موفقیت در محل کار برای اغلب زنان به ازخودگذشتگی فراوان احتیاج دارد. زنان بدون داشتن وقت کافی برای رسیدن به جنبه زنانه خود ، اغلب خسته و رنجور می شوند و انرژی خود را از دست می دهند. در خانه ، احساس طبیعی راحتی و مورد قدرشناسی واقع شدن اغلب در سایه اضطراب ، اضطرار ، و فرسودگی قرار می گیرد.

نقش های جدید در ازوداج

زنان بدون داشتن مهارت های جدید برای کنار آمدن با این فشار عصبی و نیز برای رسیدگی به نیازهای احساسی خود ، ناچار از شریک زندگی شان توقعات بیش از اندازه دارند. این تنش بیشتری را به روابط آنها تحمیل می کند. زن و مرد در چنین وضعیتی به شکلی با هم برخورد میکنند که نه تنها از تنش آنها نمی کاهد ، بلکه بر آن می افزاید.

قبول نقش‌های جنسیتی در ازدواج

آنچه در محل کار آموخته ایم این است که زنان از پس هرکاری که مردان بتوانند انجام دهند ، بر می آیند. این که زن متفاوت است و ممکن است مسائل را به شکل متفاوتی حل و فصل کند ، بدین معنا نیست که نمی تواند به اندازه مرد واجد صلاحیت باشد. زنان نیازی ندارند که تغییر کنند تا در محل کار یا در خانه مورد احترام بیشتری قرار بگیرند. برابر بودن بدین معنا نیست که باید یک جور شویم. برای رسیدن به احترام باید بدانیم که با هم تفاوت داریم و از این تفاوت حمایت کنیم. باید به هویت همسرمان احترام بگذاریم.

درست همانطور که زنان برای کسب احترام در محل کار مجبور نیستند خودشان را تغییر دهند ، مردها هم نباید در خانه هویت خود را تغییر بدهند. زنانی که در بیرون از منزل کار می کنند یا به عنوان مادر مسئولیت بیشتری بر دوش دارند ، بی تردید در خانه به کمک بیشتری احتیاج دارند ، اما این نیاز نباید سبب شود مردان ذات خود را تغییر دهند.

قبول نقش های جنسیتی در ازدواج

در برداشت جمعی ما از رابطه دلخواه مردان هنوز می خواهند وقتی به خانه می آیند همسری شاد از آنها استقبال کند و برایشان شامی عالی تدارک دیده باشد. این در حالی است که اغلب زنان امروز با کمبود وقت رو به رو هستند ، اما انتظارات غیرواقع بینانه خود را هم دارند. امروزه زنان وقتی از سرکار به خانه برمی گردند ، اغلب خود به زنی پر محبت و حمایتگر احتیاج دارند که انتظارشان را بکشد.

انتظارات نقش‌های جنسیتی در ازدواج

این روند جدید روابط ، تعارض های جدیدی را سبب می شود. زنان به روش های مختلف و درجات متفاوت می خواهند که مردان مانند زنان شوند. می خواهند مردان در کارهای خانه به اندازه زنان سهیم گردند. دیگر کافی نیست که مرد تامین کننده خوبی باشد. اگر زن بیرون از خانه کار می کند ، منصفانه است که مرد هم در کارهای خانه مشارکت داشته باشد و در رابطه شان حمایت بیشتری عرضه کند. اگر زن کارهای سنتی مردان را انجام می دهد ، مرد هم باید کارهای سنتی زنان را انجام بدهد.

به ظاهر حرف بدی نیست ، اما نقطه نظر دیگری هم مطرح است. درست همانطور که زنان می خواهند مردان تغییر کنند ، مردان می خواهند زنان تغییر نکنند. مرد می خواهد وقتی به خانه می آید با زنی حمایتگر رو به رو شود. از آن جایی که او همان کار پدرش را می کند ، زنش هم باید کار مادرش را بکند. اما او متوجه نیست گرداندن خانه به خوبی و آرامی چه کار سختی است ، پس از زن تقاضای غیر ممکن دارد.

در حالی که مردان به انتظارات قدیمی می چسبند ، زنان انتظارات جدیدی خلق می کنند که به همان اندازه غیر واقع بینانه است. همه زنان با درجات متفاوت ، خواهان همسری دلسوز و قدرشناس هستند که بخواهد درباره تنش های روز خود حرف بزند و در انجام دادن کارهای خانه مشارکت نماید. زن در عین حال میخواهد رفتار شوهرش عاشقانه باشد. جان کلام این که زن ، زنی دیگر میخواهد که در کارهای خانه با او سهیم گردد و سپس شوهری میخواهد که کارهای سنگین و تعمیرات خانه راانجام دهد و بعد هم از لحاظ عاطفی به او توجه کند. در حالی که مردان به انتظارات قدیمی می چسبند ، زنان انتظارات جدیدی خلق می کنند. این انتظارات قابل درک اما غیر واقع بینانه اند.

چرا مردان پس از یک روز طولانی دوست دارند پشت تلویزیون لم بدهند اما زنان به تمیز کردن خانه می پردازند

درست همان طور که زنان نمی توانند همه کارها را بکنند ، مردان هم نمی توانند. زنان امروز دو برابر مادرانشان بار بر دوش خود دارند. آن ها نه تنها فشارهای احتماعی و اقتصادی جدید کار در بیرون از خانه را تحمل می کنند ، بلکه به حکم ژن های خود به آشیان سازی علاقه مندند. غریزه توجه و مراقبت و ساختن آشیانه ، نیازها و معیارهای جدیدی برای زنان خلق کرده است.

چرا مردان پس از یک روز طولانی دوست دارند پشت تلویزیون لم بدهند اما زنان به تمیز کردن خانه می پردازند

بیشتر مردان خواهان خانه ای مرتب و زیبا هستند ، اما بسیاری از آنها ممکن است پا به خانه ای بگذارند که کسی به آن رسیدگی نکرده است. مرد در این زمان می خواهد استراحت کند و به تماشای تلویزیون بنشیند. در دنیای مردانه ، استراحت و آرامش پیدا کردن مهم تر رسیدگی به کارهای خانه است. بعد از یک روز طولانی کار در بیرون از منزل ، مرد وقتی به خانه می رسد نفس عمیقی می کشد و می خواهد استراحت کند.

زن وقتی به خانه برمی گردد فشار عصبی بیشتری پیدا می کند. تمام سلول های بدنش می گوید : ” قبل از استراحت باید خانه را مرتب کنم.”

زن حتی اگر بخواهد استراحت کند ، نمی تواند. ذهنش درگیر معیارهایی است که باید رعایت شود . این مطلب در مورد زنانی که بیرون از خانه کار می کنند نیز مصداق دارد. در ذهن زن فهرست بلندبالایی از کارهایی که باید انجام شود وجود دارد. تا زمانی که کارش را تمام نکرده ، استراحت کردن برایش دشوار است و نمی تواند کاری را به صرف آن که از آن لذت می برد انجام دهد.



منبع




/ 0 نظر / 2 بازدید